حماسه گیلگمش که داستانی حماسی از خدایان، انسانها و جانوران است؛ اثری از یک شاعر گمنام بابلی درباره پادشاه شهر محصور اوروک = Uruk (امروزه بخشی از کشور عراق محسوب میشود) میباشد. در داستان ادعا میگردد که بخشی از وجود پادشاه گیلگمش ریشه انسانی دارد و بخشی دیگر خدایی است، به همین دلیل قویترین و زیباترین مرد جهان است؛ با این حال به خاطر بخش انسانی، یارای خلاصی از دست مرگ را ندارد.گیلگمش جوان شدیداً از قلمرو حکمرانی خودش بیزار است؛ وحشت را به جان زنان و افراد ضعیف بنیه انداخته است، و مرتباً مردمش را بر سر قدرت و ثروت در معرض ستیز و کشمکش قرار میدهد. مردم از دست پادشاهشان به تنگ آمدهاند و از خدایان میخواهند تا به کمک آنها بیایند.خدایان به شکوههای مردم پاسخ داده و مردی را برای آنها میفرستند؛ مردی که از لحاظ قدرت و توانایی بدنی با گیلگمش برابر بوده، اما بالعکس او فردی مهربان و نوعدوست میباشد. خدایان مردی شکل گرفته از آب و گل که به اندازه گیلگمش وحشی بود؛ اما برخلاف او کاملاً بیگناه را خلق نمودند و او را انکیدو (Enkidu) نام نهادند. اینکیدو توسط حیوانات جنگل تربیت شده بود، از اینرو درک خاصی نسبت به انسانها نداشت؛ تا اینکه بالاخره یک قدیس به نام شامهات (Shamhat ) او را با راههای انسانیت و تمدن انسانی آشنا کرد.
نظرات
شما هم درباره این محصول نظر خود را بنویسید. برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.